قلب مرمر

قلب دین

قلب دین

معدن علم

دوشنبه, ۳ دی ۱۳۹۷، ۰۲:۴۰ ب.ظ

پنجمین امام شیعه، محمد بن على بن الحسین علیهم السّلام است که به باقر شهرت یافته است.

مادر آن حضرت، فاطمه دختر امام حسن بن على علیه السّلام است که با کنیه ام عبد الله و بنابر قول دیگر، ام الحسن خوانده شده است‏ که امام صادق علیه السّلام از وى با تعبیر «کانت صدیقة لم تدرک مثلها فى آل الحسن» یاد کرده‏اند. «دعوات راوندى، ص 68، حدیث 165» که راستگوترین و نیکوترین و با گذشت‏ترین زنان بشمار میرفت. دعوات راوندى مینویسد حضرت باقر فرمود مادرم کنار دیوارى نشسته بود ناگاه دیوار مشرف بخرابى شد که ما صداى شدید انهدام آن را شنیدیم در این موقع مادرم با دست اشاره کرده فرمود (لا و حق المصطفى) نه بحق محمد مصطفى خدا اجازه خراب شدن بتو نداده دیوار همان طور معلق ایستاد تا مادرم رد شد پدرم صد دینار صدقه داد. روزى حضرت صادق علیه السلام نام آن بانو را برده فرمود چنان شخصیت راستگو و درست کردارى بود که در میان فرزندان امام حسن علیه السلام چون او نیامده.(بحار الأنوار ،ج‏46،ص:215)

 بنابراین امام باقر (ع) از سلاله پدر و مادرى هاشمى علوى و فاطمى به شمار مى‏آید بدین ترتیب، امام باقر علیه السّلام نخستین کسى است که پدرش از نسل امام حسین و مادرش از نسل امام حسن است. «عمدة الطالب، ص 195/ المناقب ج 3 ص 338. گفتنى است که فرزندان حسن مثنى نیز که مادرشان فاطمه دختر امام حسین علیه السّلام بود، همین ویژگى را داشتند.»

ابن شهر آشوب در مناقب مى‏نویسد: امام باقر (ع) میانه بالا و چهار شانه بود. چهره‏اى نورانى و مویى مجعد و سیمایى گندمگون داشت. خال سیاهى بر روى گونه و خال سرخى بر بدنش دیده مى‏شد. میان باریک و صدایش خوش آهنگ بود.

در فصول المهمة آمده است که آن حضرت گندمگون و بهنجار بود.

کنیه وى را بعضى ابو جعفر و برخى ابو جعفر اوّل خوانده‏اند.

 آن حضرت القاب بسیارى داشت که از آن میان افزون بر لقب «شاکر» و «هادى» به طور عمده لقب «باقر یا باقر العلم» از همه مشهورتر است.( کشف الغمّة ج 2 ص 318)

چرا آن حضرت را باقر لقب داده بودند؟

معناى باقر شکافنده است که جابر بن یزید جعفى در توضیح آن‏گوید: لأنّه بقر العلم بقرا اى شقّه و أظهره اظهارا؛ « علل الشرایع، ج 1، ص 233» زیرا آن حضرت علم را شکافت و رموز و دقائق آن را روشن ساخت.

یعقوبى مى‏نویسد: کان سمّى بالباقر لأنّه بقر العلم. « یعقوبى، ج 2 ص 320» بدان سبب باقر نامیده شد که علم را شکافت. راغب اصفهانى هم مانند همین سخن را گفته است. « المفردات، ص 54»

ابن منظور در مورد کلمه باقر چنین گفته: التبقر التوسّع فى العلم و المال و کان یقال محمد بن على بن الحسین بن على الباقر رضوان الله علیهم لأنّه بقر العلم و عرف اصله و استنبط فرعه. « لسان العرب، ذیل کلمه باقر » «تبقر» داشتن علم و مال زیاد را گویند و به محمد بن على بن حسین بن على علیه السّلام بدان جهت باقر گفته مى‏شود که آن حضرت علم را شکافت و اصول آن را مشخص و طرز استنباط فروع علم از اصول آن را بیان فرمود.

جابر بن عبد الله انصارى روایتى در فضیلت امام باقر علیه السّلام نقل کرده که به نوشته ابن شهر آشوب، فقهاى مدینه و عراق، همگى آن را روایت کرده‏اند.در این روایت جابر گوید: رسول خدا مرا مورد خطاب قرار داد و فرمود: انّک تبقى حتى ترى رجلا من ولدى أشبه الناس بى اسمه على اسمى، اذا رأیته لم یخل علیک فأقرئه منّى السّلام.

تو بعد از من چندان زنده مى‏مانى که مردى از فرزندان مرا- که شبیه‏ترین مردم به من و نامش مطابق نام من باشد- زیارت کنى، وقتى که او را دیدى، سلام مرا به او برسان و این سفارش مرا حتما عمل کرده و سهل مگیر. « بحار الانوار، ج 46، ص 294»

از حضرت صادق نقل شده که روزى جابر خدمت زین العابدین علیه السلام رسید پسرکى را در آنجا دید گفت چند قدم جلو بیا. آمد باز گفت چند قدم عقب برو رفت. گفت بخدا سوگند این شمائل پیامبر است. بحضرت زین العابدین عرضکرد این پسرک کیست؟ فرمود این فرزندم محمد باقر و امام بعد از من است جابر خود را بقدمهاى آن جناب افکند و شروع به بوسیدن نموده گفت جانم فدایت باد یا ابن رسول الله سلام پدرت را بپذیر پیامبر اکرم بتو سلام رسانده.

در این موقع دیدگان حضرت باقر پر از اشک شده گفت جابر سلام بر جدم پیامبر تا انقراض آسمانها و زمین و سلام بر تو که سلام پیامبر را رساندى.

امام صادق علیه السّلام در این روایت کلمه «باقر» را به عنوان یک فضیلت اختصاصى براى پدر بزرگوارش خوانده است. « الاختصاص، ص 62و ارشاد المفید 2: 185و امالى صدوق ص 353.»

نقل این روایت از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله باعث شهرت امام باقر علیه السّلام بدین لقب گردیده و پس از آن نیز که مجلس آن حضرت محل تجمع و استفاده شمار فراوانى از راویان و محدثان اهل سنت شد، این لقب وجه عملى خود را نیز نشان داد.

وقتى زید بن على نزد هشام بود، هشام با توصیف امام باقر با کلمه «بقره» مى‏خواست آن حضرت را تحقیر نماید، زید در جواب او گفت:

سمّاه رسول الله صلّى اللّه علیه و آله باقر العلم و أنت تسمّیه البقرة، لقد اختلفتما اذا. «عیون الاخبار، ج 1، ص 212»

پیامبر او را باقر العلم نامید و تو بقره مى‏نامى! پس میان رسول خدا و تو به طور حتم اختلاف وجود دارد آن زمان او داخل بهشت و تو داخل آتش خواهى شد.

این روایت در منابع مختلف به گونه‏اى زیاد است که کمترین تردیدى در صحّت و درستى آن وجود ندارد.

ولادت و وفات

روز تولد آن حضرت را در برخى نقلها روز جمعه اول رجب و در برخى دیگر سوم صفر دانسته‏اند. «قول اول در مسار الشیعة، ص 33 و قول دوم در کشف الغمه، ج 2، ص 136 آمده است.» سال تولد امام در منابع متعددى 57 هجرى‏ « کلینى، شیخ مفید و شیخ طوسى در الکافى ج 1، ص 469، مسار الشیعة، ص 33، و التهذیب، ج 6، ص 77 این سال را یاد کرده‏اند.» و در برخى از منابع سال 56 یا 58، سال تولد آن حضرت دانسته شده است. « اثبات الوصیه، ص 173» یعقوبى از آن حضرت روایت مى‏کند که فرمود:

قتل جدّى الحسین و لى أربع سنین و إنّى لأذکر مقتله و ما نالنا فى ذلک الوقت. « تاریخ الیعقوبى، ج 2 ص 320»

هنگامى که جدم حسین علیه السّلام به شهادت رسید، من چهارساله بودم و جریان شهادت آن حضرت و آنچه در آن روز بر ما گذشت همه را به یاد دارم.

در خبر دیگرى که صدوق- ره- آورد، آمده است که زراره خدمت حضرت باقر عرض کرد که شما امام حسین علیه السّلام را درک کردید؟ امام فرمود: أذکر و أنا معه فى المسجد الحرام و قد دخل فیه ... « من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 243، حدیث 2308»

مدت چهار سال در زمان جدش امام حسین علیه السّلام و سى نه سال هم در حیات پدرش زندگى کرد و هجده سال پس از پدرش امامت کرد و بنابر روایتى که در کافى از قول امام صادق (ع) نقل شده است، وى 19 سال و دو ماه بیش از پدرش زیسته است و در همین دوران، امامت شیعیان را عهده دار بوده است. امام باقر (ع) در مدت امامت خود چند صباحى از خلافت ولید بن عبد الملک و نیز خلافت سلیمان بن عبد الملک و عمر بن عبد العزیز و یزید بن عبد الملک را درک کرد و سرانجام در روزگار خلافت هشام بن عبد الملک به شهادت رسید.

روز شهادت امام را هفتم ذى حجه و برخى ربیع الاول یا ربیع الثانى دانسته‏اند. « کشف الغمه، ج 2، ص 136»

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۱۰/۰۳

نظرات  (۱)

همه می گویند:"قانع باش"

چرا؟

در این عمر کوتاه، چرا باید قانع بود؟

پرواز کن، هرچه رفیع تر….

دست افشانی کن و برقص،

هرچه دیوانه وارتر…

اشو

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی